در همایش مطالعات دین در دانشگاه آکسفورد (۱۹ تا ۲۲ مارس ۲۰۲۵)، مقالهای ارائه دادم با موضوع بررسی نقش گروههای اقلیت در ساختارهای اقتدارگرایانه. در این پژوهش، بُعد تازهای به گفتوگوی علمی جاری درباره نقش دین در تغییرات اجتماعی افزوده شد. بهطور مشخص، استدلال کردم که مخالفت با آیین بهائی در ایران، نه صرفاً ناشی از اختلافات عقیدتی، بلکه عمدتاً برخاسته از نگرانی نسبت به چارچوب فرهنگیِ بدیلی است که از دل تعاملات میان بهائیان و جامعهی گستردهتر پدیدار میشود.
این پویایی فرهنگی در حال تحول، از یکسو روایت دینی مسلط را به چالش میکشد، و از سوی دیگر، هژمونی ایدئولوژیکیِ نظام را تضعیف میکند. از طریق پرورش الگوهای متفاوتی از کنش اجتماعی و باورهای دینی، این فرآیند، سازوکارهای تحمیلیِ یکدستسازی ایدئولوژیک را که در اختیار دولت است، دچار تزلزل میسازد.
این تحلیل، درک عمیقتری از راهبردهایی ارائه میدهد که دولتهای دینی برای کنترل هویت اقلیتها و سرکوب دیدگاههای ناهمسو به کار میبرند، و پیامدهای گستردهی این نوع سرکوب را برای ثبات اجتماعی و سیاسی بررسی میکند.