‏نمایش پست‌ها با برچسب #زندان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #زندان. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

معیشت به‌مثابه ابزار سرکوب: اقتصاد علیه اقلیت‌ها در ایران

 


در ایران بحران‌زده‌ی امروز، که با تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، فساد ساختاری و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، محروم‌سازی اقتصادی اقلیت‌های دینی، به‌ویژه جامعه‌ی بهائی، را نمی‌توان صرفاً اقدامی دینی یا امنیتی دانست. این رویکرد تبعیض‌آمیز، در واقع بخشی از سازوکارهای پیچیده‌ و سیستماتیکی است که نظم سیاسی حاکم برای حفظ سلطه‌ی خود بر جامعه به کار می‌گیرد.

۱۴۰۴ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

نوزده سال گذشت؛ نه با فراموشی، که با ایستادگی و امید


 

باورم نمی‌شود که پانزده سال از زمانی که این متن را نوشتم گذشته است. حتی باورنکردنی‌تر از آن، این است که تا کمتر از یک ماه دیگر نوزده سال از روزی می‌گذرد که جوانان شیراز، که سال‌ها با هم در یک گروه خدمتی کار می‌کردند، بازداشت و زندانی شدند. چه روزها و سال‌هایی گذشت... روزهایی سرشار از رنج، استقامت و در عین حال، امید.

در تمام این سال‌ها، سیاست‌های رسمی در قبال جامعه بهایی تغییر نکرده‌ است—و شاید حتی پیچیده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر نیز شده‌اند. اما آنچه تغییر کرده، و می‌توان آن را بزرگ‌ترین دستاورد این مسیر پرچالش دانست، آگاهی و بینش مردم ایران است.

امروز، میلیون‌ها ایرانی—شاید به جرات بتوان گفت ۸۵ میلیون نفر—می‌دانند که آئین بهایی زادگاهش ایران است. می‌دانند که بهاییان که هستند، چه آرمان‌هایی دارند، و در این سرزمین چه ظرفیت‌هایی را با همه محرومیت‌ها در خود پرورش داده‌اند. آنها دیده‌اند که بهاییان، علی‌رغم محرومیت‌ها، همواره در کنار دیگر هم‌میهنان خود بوده‌اند—در آموختن، در ساختن، و در رنج و شادی.

نسلی نو پا به عرصه گذاشته است که نه تنها از حقیقت آگاه‌تر است، بلکه آماده‌تر برای همدلی، گفتگو، و ساختن ایرانی است که در آن هیچ‌کس به‌خاطر باورش منزوی و طرد نمی‌شود.

بله، نوزده سال گذشته است. اما نه با سکوت، نه با فراموشی، بلکه با بیداری، ایستادگی، و امید. این سال‌ها، نه تنها تاریخ رنج، که روایت روشنی از رشد و آگاهی جمعی هستند—روایتی که هنوز ادامه دارد.


۱۴۰۴ فروردین ۱۱, دوشنبه

بازاندیشی دین، اقلیت و سلطه: نقش دین در دگرگونی‌های اجتماعی در بستر رژیم‌های اقتدارگرا

 


در همایش مطالعات دین در دانشگاه آکسفورد (۱۹ تا ۲۲ مارس ۲۰۲۵)، مقاله‌ای ارائه دادم با موضوع بررسی نقش گروه‌های اقلیت در ساختارهای اقتدارگرایانه. در این پژوهش، بُعد تازه‌ای به گفت‌وگوی علمی جاری درباره نقش دین در تغییرات اجتماعی افزوده شد. به‌طور مشخص، استدلال کردم که مخالفت با آیین بهائی در ایران، نه صرفاً ناشی از اختلافات عقیدتی، بلکه عمدتاً برخاسته از نگرانی نسبت به چارچوب فرهنگیِ بدیلی است که از دل تعاملات میان بهائیان و جامعه‌ی گسترده‌تر پدیدار می‌شود.

این پویایی فرهنگی در حال تحول، از یک‌سو روایت دینی مسلط را به چالش می‌کشد، و از سوی دیگر، هژمونی ایدئولوژیکیِ نظام را تضعیف می‌کند. از طریق پرورش الگوهای متفاوتی از کنش اجتماعی و باورهای دینی، این فرآیند، سازوکارهای تحمیلیِ یکدست‌سازی ایدئولوژیک را که در اختیار دولت است، دچار تزلزل می‌سازد.

این تحلیل، درک عمیق‌تری از راهبردهایی ارائه می‌دهد که دولت‌های دینی برای کنترل هویت اقلیت‌ها و سرکوب دیدگاه‌های ناهمسو به کار می‌برند، و پیامدهای گسترده‌ی این نوع سرکوب را برای ثبات اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کند.

۱۴۰۳ بهمن ۵, جمعه

توهم مبارزه یا واقعیت مقاومت؟ بازشناسی قدرت در عصر سرکوب نرم



 بازی کردن در زمین ساختار قدرت کار ساده‌ای است، چرا که این کار نه تلاش زیادی می‌طلبد و نه هزینه‌ای سنگین دارد. اما تلاش برای توضیح سازوکارهای این بازی بسیار دشوارتر است. ساختارهای قدرت، فارغ از نوعشان، به سرعت چنین تلاش‌هایی را جرم‌انگاری کرده و آن‌ها را مخرب یا خطرناک معرفی می‌کنند. حتی می‌توان زندانی سیاسی بود یا به‌عنوان یک فعال سیاسی یا اجتماعی شناخته شد، اما همچنان در چارچوبی که خود ساختار قدرت تعیین کرده، عمل کرد و توهم مبارزه با بی‌عدالتی داشت.

۱۴۰۳ دی ۲۰, پنجشنبه

هر صدا، بخشی از حقیقت است

 




زندانی کردن یا اعدام افراد به دلیل داشتن دیدگاه‌های سیاسی و عقیدتی متفاوت، یک انحراف آشکار در سیستم سیاسی هر ساختاری در قرن حاضر محسوب می‌شود. تفاوت در اندیشه‌ها نه‌تنها تهدیدی نیست، بلکه نشان‌دهنده وجود استعدادها و توانایی‌های متنوع است که می‌توانند زمینه‌ساز توسعه و بلوغ فکری در هر جامعه‌ای باشند. خطر واقعی در سرکوب تفکرها و عقاید نهفته است، نه در اجازه دادن به شنیده شدن صداهای متفاوت.

۱۴۰۳ آبان ۲۲, سه‌شنبه

اقلیت و اکثریت؛ مفهومی سیاسی در برابر واقعیتی انسانی


 

در ساختار سیاسی–اجتماعی ایران، مفهوم «اقلیت مذهبی» تعریفی مشخص دارد که بر پایه‌ی تفاسیر برخی فقهای اسلامی در قانون اساسی شکل گرفته است. طبیعی است که این تعریف با آنچه در منشور سازمان ملل یا اسناد بین‌المللی حقوق بشر آمده، تفاوت داشته باشد.

این سیال بودن تعریف در بستر فقهی موجب می‌شود که تصمیمات نهادهایی چون قوه قضاییه، بسته به نگاه و تفسیر، از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد—امری که اصل عدالت را زیر سؤال می‌برد.

ایران، از گذشته‌های دور، تمدنی مرکب از ادیان، اقوام و فرهنگ‌های گوناگون بوده است—و این واقعیت، انکارناپذیر است و خواهد بود. با این حال، تقسیم جامعه به اقلیت و اکثریت همواره ابزاری سیاسی در دست حاکمان بوده است؛ ابزاری برای کنترل افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به سلطه‌ی ایدئولوژیک.

اما در نگاهی انسانی و فراگیر، این دوگانه بی‌معنا می‌شود.
همان‌طور که در یک خانواده، هیچ‌کس را به‌خاطر تفاوت‌هایش «اقلیت» نمی‌نامیم، در خانواده‌ی بشری نیز نباید چنین تمایزهایی معیار برتری یا حذف تلقی شوند.

خانواده‌ی بشری متشکل از انسان‌هایی با رنگ‌ها، نژادها، جنسیت‌ها، باورها و توانایی‌های گوناگون است—و این تفاوت‌ها، نه تهدید، بلکه پاسخی طبیعی به تنوع نیازهای انسانی هستند.

اگر این تفاوت‌ها به‌عنوان ظرفیت‌هایی سازنده و ضروری برای زیست مشترک تعریف نشوند، ناگزیر به ابزارهایی برای خشونت، تبعیض و بی‌عدالتی بی‌پایان بدل خواهند شد.

۱۴۰۲ مهر ۱, شنبه

عدم پاسخ‌گویی برابر با تداوم شکنجه و رفتار غیرانسانی


 

پاسخگویی مسئولان در برابر مردم، خواسته‌های شهروندان را در راس حکمرانی می‌نشاند و رهبران را در عمل به عنوان خدمتگزاران مردم معرفی می‌کند. به واسطه‌ی اصل پاسخگویی نه تنها مطالبات شهروندان به نحو مطلوبی قابل حصول می‌گردد بلکه مشروعیت نظام سیاسی نیز به طور قابل توجهی با اقبال و حمایت عمومی روبه‌رو خواهد شد.

https://www.peace-mark.org/articles/149-8/

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند

  نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند. شهر ت...