‏نمایش پست‌ها با برچسب # بهاییان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب # بهاییان. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ مرداد ۶, دوشنبه

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند


 

نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند.

شهر تونس، تونس — در قسمت تازه‌ای از یک برنامهٔ تلویزیونی ملی در تونس، نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی این کشور، دربارهٔ نقش دین در اجتماع صحبت کر موضوعی که به طور فزاینده‌ای در اذهان عمومی تونس مورد توجه قرار گرفته است. این برنامه، با عنوان «برای تاریخ»، یک برنامهٔ هفتگی است که هدفش مستند کردن موضوعات مهم در شکل‌گیری هویت ملی شمول‌پذیر در تونس است.

https://news.bahai.org/fa/story/1598/tunisia-tv-interview-role-religion-society

تغییر نگرش دربارهٔ نقش دین در یک حکومت سکولار




  

گفت‌وگویی جدید در ازبکستان، مقامات دولتی، جوامع دینی و کنشگران سکولار را گرد هم آورده است تا ارزش‌های مشترک برای ساخت اجتماعی عادلانه و هماهنگ را بررسی کنند.

تاشکند، ازبکستان — اصلاح قانون اساسی ازبکستان در مه ۲۰۲۳ و تعریف رسمی این کشور به عنوان یک «حکومت سکولار»، امکان بازاندیشی نحوۀ مشارکت جوامع دینی در پیشرفت اجتماعی را فراهم نمود.

امید، اعتماد و جهشی در قوهٔ تخیل لازم بود تا کنشگران گوناگون اجتماعی — نمایندگان دولت، رهبران دینی، اعضای جامعۀ مدنی و شهروندان — همگی مشتاق باشند در گفت‌وگوهای جدید و بی‌سابقه حضور یابند و بررسی کنند که اصول معنوی چگونه می‌توانند راهگشای گفت‌و‌گوها دربارهٔ چالش‌های مهم اجتماع باشند.

https://news.bahai.org/fa/story/1808/uzbekistan-shifting-consciousness-role-faith-secular-state 


۱۴۰۴ تیر ۱۴, شنبه

روایتی از مقاومت آرام؛ بهائیان خاورمیانه زیر ذره‌بین آسوشیتدپرس


 

از منظر جامعه‌شناختی، سرکوب بهائیان نه به‌دلیل ارتکاب جرم عینی، بلکه به‌سبب تهدیدی است که جهان‌بینی آنان برای نظام‌های اقتدارگرا و کنترل‌محور ایجاد می‌کند. آیین بهائی، تصویری از جامعه ارائه می‌دهد که بر پایه‌ی یگانگی، توانمندسازی متقابل—اعم از فکری و معنوی—و پیشرفت جمعی بنا شده است. این آیین بر همکاری از طریق مطالعه، مشورت و تأمل تأکید دارد و آموزش همگانی کودکان و توانمندسازی جوانان را برای ایفای نقش فعال در تحول اجتماعی ترویج می‌کند.

این شیوه‌ی بدیل زندگی—که بر مشارکت از پایین، توسعه‌ی اخلاقی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی استوار است—ساختارهای سلطه‌گری را به چالش می‌کشد که برای بقا به یک‌دستی ایدئولوژیک و تمرکز قدرت وابسته‌اند. در نظام‌هایی که خواهان سرکوب تکثرگرایی و حفظ انحصار قدرت‌اند، چنین رویکردهای رهایی‌بخش—حتی اگر سازنده و صلح آمیز—اغلب تهدیدآمیز و برانداز تلقی می‌شوند.

این الگوی سرکوب، محدود به یک جغرافیای خاص نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی یک پویایی جهانی است که در آن، جنبش‌هایی با رویکردهای فراگیر و تمرکززدایانه برای توسعه و حکمرانی، با مقاومت رژیم‌هایی مواجه می‌شوند که از دست دادن اقتدار خود بیم دارند.

https://apnews.com/article/bahai-qatar-yemen-egypt-repression-iran-19919530f264fff033fd1e2f26e651f6?fbclid=IwY2xjawLsIwZleHRuA2FlbQIxMQABHvmcJP7bT4PeLRt7VOfldK_Pz4s0GadfC9Q1fCGy7WESlR9TXy-H0K6j0_s3_aem_adpY15LNbTjARFXIcOo3xg

۱۴۰۴ خرداد ۱۰, شنبه

زنانِ دیگری‌شده: وقتی جنسیت، مذهب و قومیت، هم‌زمان طرد می‌کنند


 محرومیت زنان از مشارکت برابر در بخش‌های کلیدی مانند سیاست، قوه قضائیه و ارتش، موقعیت آنان را به‌عنوان «دیگری» اجتماعی بیشتر تثبیت کرده و به حاشیه‌ راندن آن‌ها در هر دو حوزه عمومی و خصوصی را تحکیم می‌بخشد. این طرد، صرفاً حاصل هنجارهای فرهنگی نیست، بلکه یک استراتژی عمدی و سیستماتیک است که توسط روایات دولتی تقویت می‌شود که زنان را به‌عنوان نگهبانان سنت و فضیلت اخلاقی معرفی می‌کنند. این نقش‌های جنسیتی که توسط دولت تأسیس و تقویت می‌شوند، نه‌تنها برای حفظ سلطه مردسالارانه عمل می‌کنند، بلکه به‌طور هم‌زمان محرومیت زنان از موقعیت‌های قدرت و تصمیم‌گیری را توجیه می‌کنند. این چارچوب ایدئولوژیک به‌طور عمده به‌دنبال محدود کردن زنان به نقش‌های خانگی و تولید مثلی است و عملاً عامل سیاسی آن‌ها را از بین می‌برد.

پارادوکس قدرت: وقتی سرکوب، کنش اخلاقی را نشانه می‌گیرد

 



در سال‌های اخیر، موج تازه‌ای از سرکوب جنسیتی در ایران شکل گرفته که طیف گسترده‌ای از زنان را فارغ از دین، قومیت، ملیت، سطح تحصیلات یا حرفه‌شان هدف قرار داده است. این سرکوب شامل فعالان اجتماعی، روزنامه‌نگاران، معلمان، پژوهشگران، مادران و نویسندگانی می‌شود که در پی ساختن جامعه‌ای بهتر هستند. برخلاف تصور عمومی، این اقدامات تنها واکنشی مقطعی به اعتراضات نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی حساب‌شده برای محدود کردن حضور و اثرگذاری زنان در فضای عمومی و خصوصی است.


۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

معیشت به‌مثابه ابزار سرکوب: اقتصاد علیه اقلیت‌ها در ایران

 


در ایران بحران‌زده‌ی امروز، که با تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، فساد ساختاری و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، محروم‌سازی اقتصادی اقلیت‌های دینی، به‌ویژه جامعه‌ی بهائی، را نمی‌توان صرفاً اقدامی دینی یا امنیتی دانست. این رویکرد تبعیض‌آمیز، در واقع بخشی از سازوکارهای پیچیده‌ و سیستماتیکی است که نظم سیاسی حاکم برای حفظ سلطه‌ی خود بر جامعه به کار می‌گیرد.

۱۴۰۴ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

نوزده سال گذشت؛ نه با فراموشی، که با ایستادگی و امید


 

باورم نمی‌شود که پانزده سال از زمانی که این متن را نوشتم گذشته است. حتی باورنکردنی‌تر از آن، این است که تا کمتر از یک ماه دیگر نوزده سال از روزی می‌گذرد که جوانان شیراز، که سال‌ها با هم در یک گروه خدمتی کار می‌کردند، بازداشت و زندانی شدند. چه روزها و سال‌هایی گذشت... روزهایی سرشار از رنج، استقامت و در عین حال، امید.

در تمام این سال‌ها، سیاست‌های رسمی در قبال جامعه بهایی تغییر نکرده‌ است—و شاید حتی پیچیده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر نیز شده‌اند. اما آنچه تغییر کرده، و می‌توان آن را بزرگ‌ترین دستاورد این مسیر پرچالش دانست، آگاهی و بینش مردم ایران است.

امروز، میلیون‌ها ایرانی—شاید به جرات بتوان گفت ۸۵ میلیون نفر—می‌دانند که آئین بهایی زادگاهش ایران است. می‌دانند که بهاییان که هستند، چه آرمان‌هایی دارند، و در این سرزمین چه ظرفیت‌هایی را با همه محرومیت‌ها در خود پرورش داده‌اند. آنها دیده‌اند که بهاییان، علی‌رغم محرومیت‌ها، همواره در کنار دیگر هم‌میهنان خود بوده‌اند—در آموختن، در ساختن، و در رنج و شادی.

نسلی نو پا به عرصه گذاشته است که نه تنها از حقیقت آگاه‌تر است، بلکه آماده‌تر برای همدلی، گفتگو، و ساختن ایرانی است که در آن هیچ‌کس به‌خاطر باورش منزوی و طرد نمی‌شود.

بله، نوزده سال گذشته است. اما نه با سکوت، نه با فراموشی، بلکه با بیداری، ایستادگی، و امید. این سال‌ها، نه تنها تاریخ رنج، که روایت روشنی از رشد و آگاهی جمعی هستند—روایتی که هنوز ادامه دارد.


۱۴۰۴ فروردین ۱۱, دوشنبه

بازاندیشی دین، اقلیت و سلطه: نقش دین در دگرگونی‌های اجتماعی در بستر رژیم‌های اقتدارگرا

 


در همایش مطالعات دین در دانشگاه آکسفورد (۱۹ تا ۲۲ مارس ۲۰۲۵)، مقاله‌ای ارائه دادم با موضوع بررسی نقش گروه‌های اقلیت در ساختارهای اقتدارگرایانه. در این پژوهش، بُعد تازه‌ای به گفت‌وگوی علمی جاری درباره نقش دین در تغییرات اجتماعی افزوده شد. به‌طور مشخص، استدلال کردم که مخالفت با آیین بهائی در ایران، نه صرفاً ناشی از اختلافات عقیدتی، بلکه عمدتاً برخاسته از نگرانی نسبت به چارچوب فرهنگیِ بدیلی است که از دل تعاملات میان بهائیان و جامعه‌ی گسترده‌تر پدیدار می‌شود.

این پویایی فرهنگی در حال تحول، از یک‌سو روایت دینی مسلط را به چالش می‌کشد، و از سوی دیگر، هژمونی ایدئولوژیکیِ نظام را تضعیف می‌کند. از طریق پرورش الگوهای متفاوتی از کنش اجتماعی و باورهای دینی، این فرآیند، سازوکارهای تحمیلیِ یکدست‌سازی ایدئولوژیک را که در اختیار دولت است، دچار تزلزل می‌سازد.

این تحلیل، درک عمیق‌تری از راهبردهایی ارائه می‌دهد که دولت‌های دینی برای کنترل هویت اقلیت‌ها و سرکوب دیدگاه‌های ناهمسو به کار می‌برند، و پیامدهای گسترده‌ی این نوع سرکوب را برای ثبات اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کند.

۱۴۰۳ دی ۲۰, پنجشنبه

هر صدا، بخشی از حقیقت است

 




زندانی کردن یا اعدام افراد به دلیل داشتن دیدگاه‌های سیاسی و عقیدتی متفاوت، یک انحراف آشکار در سیستم سیاسی هر ساختاری در قرن حاضر محسوب می‌شود. تفاوت در اندیشه‌ها نه‌تنها تهدیدی نیست، بلکه نشان‌دهنده وجود استعدادها و توانایی‌های متنوع است که می‌توانند زمینه‌ساز توسعه و بلوغ فکری در هر جامعه‌ای باشند. خطر واقعی در سرکوب تفکرها و عقاید نهفته است، نه در اجازه دادن به شنیده شدن صداهای متفاوت.

۱۴۰۳ آبان ۲۲, سه‌شنبه

اقلیت و اکثریت؛ مفهومی سیاسی در برابر واقعیتی انسانی


 

در ساختار سیاسی–اجتماعی ایران، مفهوم «اقلیت مذهبی» تعریفی مشخص دارد که بر پایه‌ی تفاسیر برخی فقهای اسلامی در قانون اساسی شکل گرفته است. طبیعی است که این تعریف با آنچه در منشور سازمان ملل یا اسناد بین‌المللی حقوق بشر آمده، تفاوت داشته باشد.

این سیال بودن تعریف در بستر فقهی موجب می‌شود که تصمیمات نهادهایی چون قوه قضاییه، بسته به نگاه و تفسیر، از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد—امری که اصل عدالت را زیر سؤال می‌برد.

ایران، از گذشته‌های دور، تمدنی مرکب از ادیان، اقوام و فرهنگ‌های گوناگون بوده است—و این واقعیت، انکارناپذیر است و خواهد بود. با این حال، تقسیم جامعه به اقلیت و اکثریت همواره ابزاری سیاسی در دست حاکمان بوده است؛ ابزاری برای کنترل افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به سلطه‌ی ایدئولوژیک.

اما در نگاهی انسانی و فراگیر، این دوگانه بی‌معنا می‌شود.
همان‌طور که در یک خانواده، هیچ‌کس را به‌خاطر تفاوت‌هایش «اقلیت» نمی‌نامیم، در خانواده‌ی بشری نیز نباید چنین تمایزهایی معیار برتری یا حذف تلقی شوند.

خانواده‌ی بشری متشکل از انسان‌هایی با رنگ‌ها، نژادها، جنسیت‌ها، باورها و توانایی‌های گوناگون است—و این تفاوت‌ها، نه تهدید، بلکه پاسخی طبیعی به تنوع نیازهای انسانی هستند.

اگر این تفاوت‌ها به‌عنوان ظرفیت‌هایی سازنده و ضروری برای زیست مشترک تعریف نشوند، ناگزیر به ابزارهایی برای خشونت، تبعیض و بی‌عدالتی بی‌پایان بدل خواهند شد.

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند

  نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند. شهر ت...