بیش از یک ماه از آغاز جنگ میگذرد. حتی زمانی که تنها نشانهها و زمزمههای آن شنیده میشد، باورش دشوار بود. تصور میکردم نظام بینالملل و بازیگران آن، با توجه به تجربههای تاریخی، به سطحی از عقلانیت رسیدهاند که از تکرار چنین بحرانهایی پرهیز کنند و بهجای توسل به جنگ، راهحلهای دیپلماتیک و چندجانبه را در پیش بگیرند.
این وبلاگ بستری است برای تحلیل های اجتماعی سیاسی و طرح ایدهها و تجربههایی با محوریت ارزشهای انسانی، عدالت و گفتوگو، با هدف ترسیم چشماندازی اخلاقمحور برای آینده.
۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه
ایده «جنگ برای آزادی، صلح و عدالت» بیش از آنکه یک راهبرد مؤثر باشد، بازتابی از منطق خشونتمحور در نظامهای قدرت است.
۱۴۰۴ آبان ۱۷, شنبه
آزادی از آن کیست؟ کودکانی که در ایران بهای آن را میپردازند.
این پدیده بازتابی از تبعیض نهادینهشدهای است که نهفقط در نظام سیاسی، بلکه در لایههای اجتماعی نیز بازتولید میشود؛ جایی که تفاوت میان کودکانی که در کنار والدین خود رشد میکنند و آنان که والدینشان را از پشت شیشههای زندان میبینند، به نماد شکافهای عمیق اجتماعی بدل شده است. افزایش شمار زنان زندانیِ دارای فرزند در سالهای اخیر نشان میدهد که ما با بحرانی ساختاری روبهرو هستیم، نه صرفاً یک آسیب اجتماعی. بحرانی که نظام سیاسی ممکن است نسبت به آن بیتفاوت بماند، اما پیامدهای آن بر آینده جامعه ایران اجتنابناپذیر است.
در حافظه جمعی ما، تجربه کودکانی که در پرورشگاهها بزرگ شدهاند یا والدین خود را در فجایع مختلف از دست دادهاند، حضور دارد. اما جامعه هنوز بهطور جدی با پیامدهای روانی و اجتماعی کودکانی مواجه نشده است که بهدلیل زندانی بودن والدین، سالها از مهر و حضور آنان محروم ماندهاند.
در عصر رسانههای دیجیتال، تصاویر این کودکان و والدین در شبکههای اجتماعی از قابهای شخصی فراتر رفته و به اسناد دادخواهی و مطالبهگری عمومی تبدیل شدهاند. این تصاویر تنها روایتگر رنج فردی نیستند، بلکه نشانههایی از بحرانهای ساختاریاند که در آن، مفهوم کودکی با حذف، جدایی و سرکوب تعریف میشود. پرسش بنیادین اینجاست: جامعهای که کودکیاش را بر محرومیت و طرد بنا میکند، چگونه آیندهای خواهد داشت؟
کودکانی که امروز در کلاسهای درس کنار همسالان خود مینشینند، اما تجربهای متفاوت از عدالت، امنیت و تعلق دارند، حامل تصویری تازه از جامعه فردا هستند. از اینرو، نظام آموزشی و مفهوم عدالت اجتماعی نیازمند بازتعریفی اساسیاند—بازتعریفی که صدای این کودکان را به رسمیت بشناسد و آن را بخشی از دانش جمعی و بیننسلی بداند. چنین دانشی میتواند زمینهساز جامعهای باشد که عدالت و آزادی را نه در انحصار قدرت، بلکه در کرامت انسان معنا میکند.
۱۴۰۴ آبان ۷, چهارشنبه
ایران و نمسیس: سرکوب، مقاومت و بحران تصویر جهانی
تیموتی اسنایدر، تاریخنگار برجسته، در تحلیلهای
خود از رژیمهای اقتدارگرا، از مفهومی به نام نمسیس سخن میگوید، نیرویی از
عدالت تاریخی که دیر یا زود، گریبان قدرتهایی را میگیرد که بر پایه سرکوب، دروغ
و ترس بنا شدهاند.
این مفهوم، امروز بیش از هر زمان دیگری، در مورد جمهوری اسلامی ایران صدق میکند.
در طول بیش از چهار دهه، نظام جمهوری اسلامی با سرکوب سیستماتیک اقلیتهای دینی، جنسی، قومی، فکری و سیاسی، تلاش کرده است تا جامعهای تکصدا و مطیع بسازد. از بهائیان، کردها، بلوچها، عربها و ترکها گرفته تا زنان، دگرباشان جنسی، روزنامهنگاران، فعالان کارگری، دانشجویان، هنرمندان، معلمان، و حتی کودکان، همه و همه قربانی سیاستهایی شدهاند که هدفشان خاموشکردن هر صدای متفاوتی بوده است.
اما آنچه رژیم درک نکرده، این است که سرکوب،
همیشه سکوت نمیآورد. بلکه اغلب، بذر مقاومت را میکارد.
از خیابانهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» تا سلولهای انفرادی زندان اوین، از کلاسهای درس مخفی بهائیان تا کمپینهای مجازی برای عدالت، ایرانیان از هر قشر و گرایش، هزینه دادهاند، با جان، آینده و خانوادههایشان.
اما همین هزینهها، چهرهای تازه از ایران ساختهاند: چهرهای مقاوم، متکثر، و خواهان تغییر.
درهمین حال، چهرهای دیگر از ایران نیز در سطح جهانی شکل گرفته است، چهرهای مخدوش، مرتبط با حمایت از گروههای تروریستی، صدور ایدئولوژیهای افراطی به نام دین، و سرکوب خشونتبار در داخل. این تصویر، نه حاصل تبلیغات خارجی، بلکه نتیجه عملکرد خود رژیم است. همانگونه که اسنایدر میگوید، رژیمهای اقتدارگرا اغلب قربانی تناقضات خود میشوند: آنها حقیقت را انکار میکنند، اما حقیقت راه خود را پیدا میکند.
رژیمی که از عدالت، اخلاق و دین سخن میگوید، اما بهائیان را به جرم آموزش کودکان زندانی میکند؛ مردان و زنانی را که خواهان آزادی، تساوی و کرامتاند، به زندان میفرستد؛ و اقلیتهای قومی را به بهانه امنیت، از حقوق اولیه محروم میسازد، نمیتواند ادعای مشروعیت کند. این رژیم، با سرکوب بدیلهای اجتماعی و اخلاقی، در واقع قدرت آنها را به نمایش میگذارد.
نمسیس، در اینجا، نه یک انتقام الهی، بلکه نتیجه طبیعی سرکوب حقیقت است. هرچه رژیم بیشتر سرکوب میکند، بیشتر از درون تهی میشود. و هرچه مردم بیشتر هزینه میدهند، بیشتر به نمادهای امید و تغییر تبدیل میشوند.
ایران امروز، در آستانه یک انتخاب تاریخی
ایستاده است: ادامه مسیر سرکوب و انزوا، یا پذیرش تنوع، عدالت و گفتوگو. آینده،
در دستان همان مردمی است که سالهاست برای آن هزینه دادهاند.
۱۴۰۴ مهر ۲۲, سهشنبه
«آزادی لغوشده» و «سیاست بدن»
۱۴۰۴ مهر ۱۸, جمعه
مرزهای ایمان و دیگری: نگاهی به سیاست بهاییستیزی در ایران
۱۴۰۴ خرداد ۲۷, سهشنبه
۱۴۰۴ خرداد ۲۴, شنبه
ما هنوز ایستادهایم؛ برای صلح، برای مردم
بهعنوان اعضای دانشگاهی جامعه مدنی ایران، ما به مدت ۱۲۳ هفتهٔ متوالی، هر شنبه در شهر تورکو—چه در باران و چه در آفتاب—ایستادهایم تا توجه جهانیان را به خشونت علیه حقوق بشر در ایران جلب کنیم. ما آمادهایم با کسانی که گوش شنوا برای صداهای متنوع، مستقل و مردمی دارند، وارد گفتگو شویم.
آنچه ما ارائه میدهیم، تنها ترس و نگرانی نیست؛ بلکه واقعیتهای زیسته، تابآوری، توانمندیها و چشماندازی برای ایرانی صلحجو و فراگیر است—ایرانی بر پایهٔ احترام متقابل. اما این چشمانداز تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که کنشگران بینالمللی گفتوگو را بر تقابل و شنیدن را بر فشار و تحمیل ترجیح دهند؛ و به جای همراهی با صاحبان قدرت، با آنان که ریشه در مردم دارند وارد تعامل شوند.
https://lnkd.in/deX2S4K4 Woman Life Freedom in Turku
۱۴۰۴ خرداد ۱۰, شنبه
زنانِ دیگریشده: وقتی جنسیت، مذهب و قومیت، همزمان طرد میکنند
محرومیت زنان از مشارکت برابر در بخشهای کلیدی مانند سیاست، قوه قضائیه و ارتش، موقعیت آنان را بهعنوان «دیگری» اجتماعی بیشتر تثبیت کرده و به حاشیه راندن آنها در هر دو حوزه عمومی و خصوصی را تحکیم میبخشد. این طرد، صرفاً حاصل هنجارهای فرهنگی نیست، بلکه یک استراتژی عمدی و سیستماتیک است که توسط روایات دولتی تقویت میشود که زنان را بهعنوان نگهبانان سنت و فضیلت اخلاقی معرفی میکنند. این نقشهای جنسیتی که توسط دولت تأسیس و تقویت میشوند، نهتنها برای حفظ سلطه مردسالارانه عمل میکنند، بلکه بهطور همزمان محرومیت زنان از موقعیتهای قدرت و تصمیمگیری را توجیه میکنند. این چارچوب ایدئولوژیک بهطور عمده بهدنبال محدود کردن زنان به نقشهای خانگی و تولید مثلی است و عملاً عامل سیاسی آنها را از بین میبرد.
۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۰, شنبه
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه
معیشت بهمثابه ابزار سرکوب: اقتصاد علیه اقلیتها در ایران
در ایران بحرانزدهی امروز، که با تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، فساد ساختاری و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی دستوپنجه نرم میکند، محرومسازی اقتصادی اقلیتهای دینی، بهویژه جامعهی بهائی، را نمیتوان صرفاً اقدامی دینی یا امنیتی دانست. این رویکرد تبعیضآمیز، در واقع بخشی از سازوکارهای پیچیده و سیستماتیکی است که نظم سیاسی حاکم برای حفظ سلطهی خود بر جامعه به کار میگیرد.
۱۴۰۴ اردیبهشت ۸, دوشنبه
دیپلماسیِ بیصدای محرومان؛ عدالت در حاشیه
در نظریه روابط بینالملل، مذاکره اغلب نماد بلوغ سیاسی و تعهد به حل مسالمتآمیز منازعات تلقی میشود. با این حال، یک پرسش بنیادی مطرح است: آیا گفتوگوی دیپلماتیک واقعاً راه را برای صلحی پایدار هموار میسازد و بستری برای مشارکت گروههای به حاشیهراندهشده در تصمیمگیریهای جمعی فراهم میآورد، یا آنکه صرفاً ابزاری در خدمت تحکیم منافع قدرتهای مسلط است؟
سوگ، خشم و مسئولیت: در برابر فاجعه، چه باید کرد؟
رخداد تلخ و دردناک جنوب ایران، دل همهی ایرانیان را به درد آورده است. در چنین لحظات حساسی، مقصر دانستن افراد یا نهادها دردی را دوا نمیکند؛ بلکه بذر کینه، خشم و شکافهای اجتماعی را گستردهتر میکند. در چنین شرایطی، تمرکز بر پاسخ به نیازهای فوری و اساسی مردم آسیبدیده، اقدامی بهمراتب سازندهتر خواهد بود. هرچند اهدای خون اقدامی ارزشمند و نماد همبستگی انسانی است، اما به تنهایی پاسخگوی وسعت این بحران نیست.
۱۴۰۴ اردیبهشت ۶, شنبه
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱, دوشنبه
دختران، حجاب و حافظه جمعیِ سرکوب
اعدام در جمهوری اسلامی؛ خشونت نمادین و بازتولید قدرت
در سالهای اخیر، افزایش چشمگیر احکام و اجرای اعدام در ایران، بهویژه پس از اعتراضات سراسری اخیر، پرسشهای عمیقی دربارهی کارکرد اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک این مجازات در جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. این نوشتار میکوشد تا اعدام را، نه صرفاً بهعنوان ابزار مجازات کیفری، بلکه بهمثابه یک سازوکار تولید و اعمال قدرت تحلیل کند. این نوشتار، با تکیه بر نظریههای «میشل فوکو» دربارهی قدرت حاکمانه و زیستقدرت و مفهوم خشونت نمادین در اندیشهی «پیر بوردیو»، نشان میدهد که چگونه نهادهای قضایی و رسانهای جمهوری اسلامی، اعدام را در چارچوب مشروعیتسازی دینی-قانونی بازتولید میکنند. این تحلیل با ارجاع به دادهها و گزارشهای نهادهای حقوق بشری، تصویری مستند و انتقادی از پیوند میان خشونت ساختاری، نظم سیاسی و حذف اجتماعی ارائه میدهد.
https://www.hra-news.org/articles/a-1416/
https://www.peace-mark.org/articles/168-7/
۱۴۰۴ فروردین ۲۶, سهشنبه
نوزده سال گذشت؛ نه با فراموشی، که با ایستادگی و امید
باورم نمیشود که پانزده سال از زمانی که این متن را نوشتم گذشته است. حتی باورنکردنیتر از آن، این است که تا کمتر از یک ماه دیگر نوزده سال از روزی میگذرد که جوانان شیراز، که سالها با هم در یک گروه خدمتی کار میکردند، بازداشت و زندانی شدند. چه روزها و سالهایی گذشت... روزهایی سرشار از رنج، استقامت و در عین حال، امید.
۱۴۰۴ فروردین ۱۵, جمعه
مذاکره؛ نماد بلوغ سیاسی یا ابزاری برای تحمیل قدرت؟
۱۴۰۳ اسفند ۲۱, سهشنبه
ایده «جنگ برای آزادی، صلح و عدالت» بیش از آنکه یک راهبرد مؤثر باشد، بازتابی از منطق خشونتمحور در نظامهای قدرت است.
بیش از یک ماه از آغاز جنگ میگذرد. حتی زمانی که تنها نشانهها و زمزمههای آن شنیده میشد، باورش دشوار بود. تصور میکردم نظام بینالملل و ب...
-
در ساختار سیاسی ایران، آزادی نه بهمثابه حقی همگانی، بلکه بهصورت امتیازی محدود برای گروهی خاص تعریف میشود؛ امتیازی که تحقق آن با سلب آزادی...
-
نمایندهای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی میکند. شهر ت...
-
وقتی از جامعه دموکراتیک سخن میگوییم، نمیتوان آن را تنها به مجموعهای از قواعد سیاسی یا ساختارهای حکمرانی محدود کرد . فهم واقعی دمو...
.png)



