‏نمایش پست‌ها با برچسب #سرکوب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #سرکوب. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ تیر ۱۴, شنبه

روایتی از مقاومت آرام؛ بهائیان خاورمیانه زیر ذره‌بین آسوشیتدپرس


 

از منظر جامعه‌شناختی، سرکوب بهائیان نه به‌دلیل ارتکاب جرم عینی، بلکه به‌سبب تهدیدی است که جهان‌بینی آنان برای نظام‌های اقتدارگرا و کنترل‌محور ایجاد می‌کند. آیین بهائی، تصویری از جامعه ارائه می‌دهد که بر پایه‌ی یگانگی، توانمندسازی متقابل—اعم از فکری و معنوی—و پیشرفت جمعی بنا شده است. این آیین بر همکاری از طریق مطالعه، مشورت و تأمل تأکید دارد و آموزش همگانی کودکان و توانمندسازی جوانان را برای ایفای نقش فعال در تحول اجتماعی ترویج می‌کند.

این شیوه‌ی بدیل زندگی—که بر مشارکت از پایین، توسعه‌ی اخلاقی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی استوار است—ساختارهای سلطه‌گری را به چالش می‌کشد که برای بقا به یک‌دستی ایدئولوژیک و تمرکز قدرت وابسته‌اند. در نظام‌هایی که خواهان سرکوب تکثرگرایی و حفظ انحصار قدرت‌اند، چنین رویکردهای رهایی‌بخش—حتی اگر سازنده و صلح آمیز—اغلب تهدیدآمیز و برانداز تلقی می‌شوند.

این الگوی سرکوب، محدود به یک جغرافیای خاص نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی یک پویایی جهانی است که در آن، جنبش‌هایی با رویکردهای فراگیر و تمرکززدایانه برای توسعه و حکمرانی، با مقاومت رژیم‌هایی مواجه می‌شوند که از دست دادن اقتدار خود بیم دارند.

https://apnews.com/article/bahai-qatar-yemen-egypt-repression-iran-19919530f264fff033fd1e2f26e651f6?fbclid=IwY2xjawLsIwZleHRuA2FlbQIxMQABHvmcJP7bT4PeLRt7VOfldK_Pz4s0GadfC9Q1fCGy7WESlR9TXy-H0K6j0_s3_aem_adpY15LNbTjARFXIcOo3xg

۱۴۰۴ خرداد ۱۰, شنبه

زنانِ دیگری‌شده: وقتی جنسیت، مذهب و قومیت، هم‌زمان طرد می‌کنند


 محرومیت زنان از مشارکت برابر در بخش‌های کلیدی مانند سیاست، قوه قضائیه و ارتش، موقعیت آنان را به‌عنوان «دیگری» اجتماعی بیشتر تثبیت کرده و به حاشیه‌ راندن آن‌ها در هر دو حوزه عمومی و خصوصی را تحکیم می‌بخشد. این طرد، صرفاً حاصل هنجارهای فرهنگی نیست، بلکه یک استراتژی عمدی و سیستماتیک است که توسط روایات دولتی تقویت می‌شود که زنان را به‌عنوان نگهبانان سنت و فضیلت اخلاقی معرفی می‌کنند. این نقش‌های جنسیتی که توسط دولت تأسیس و تقویت می‌شوند، نه‌تنها برای حفظ سلطه مردسالارانه عمل می‌کنند، بلکه به‌طور هم‌زمان محرومیت زنان از موقعیت‌های قدرت و تصمیم‌گیری را توجیه می‌کنند. این چارچوب ایدئولوژیک به‌طور عمده به‌دنبال محدود کردن زنان به نقش‌های خانگی و تولید مثلی است و عملاً عامل سیاسی آن‌ها را از بین می‌برد.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

معیشت به‌مثابه ابزار سرکوب: اقتصاد علیه اقلیت‌ها در ایران

 


در ایران بحران‌زده‌ی امروز، که با تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، فساد ساختاری و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، محروم‌سازی اقتصادی اقلیت‌های دینی، به‌ویژه جامعه‌ی بهائی، را نمی‌توان صرفاً اقدامی دینی یا امنیتی دانست. این رویکرد تبعیض‌آمیز، در واقع بخشی از سازوکارهای پیچیده‌ و سیستماتیکی است که نظم سیاسی حاکم برای حفظ سلطه‌ی خود بر جامعه به کار می‌گیرد.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۸, دوشنبه

سوگ، خشم و مسئولیت: در برابر فاجعه، چه باید کرد؟



 رخداد تلخ و دردناک جنوب ایران، دل همه‌ی ایرانیان را به درد آورده است. در چنین لحظات حساسی، مقصر دانستن افراد یا نهادها دردی را دوا نمی‌کند؛ بلکه بذر کینه، خشم و شکاف‌های اجتماعی را گسترده‌تر می‌کند. در چنین شرایطی، تمرکز بر پاسخ به نیازهای فوری و اساسی مردم آسیب‌دیده، اقدامی به‌مراتب سازنده‌تر خواهد بود. هرچند اهدای خون اقدامی ارزشمند و نماد همبستگی انسانی است، اما به تنهایی پاسخگوی وسعت این بحران نیست.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱, دوشنبه

Othering and Hate: The Bahá’í Community’s Agency and Discourse in Iran's Transformative Era


 

دختران، حجاب و حافظه جمعیِ سرکوب



ورود نیروهای امنیتی به مدارس ایران با هدف اعمال قوانین حجاب، فراتر از یک اقدام صرفاً انضباطی و انتظامی است. از بعد
جامعه شناسی این مداخله، بخشی از یک پروژه سیاسی گسترده‌تر برای نهادینه‌سازی اطاعت درونی‌شده از ساختار قدرت از سنین پایین تلقی می‌شود. در واقع، دولت با بهره‌گیری از ابزارهای امنیتی در محیط‌های آموزشی، در پی آن است که کنترل بدن و ذهن نوجوانان، به‌ویژه دختران، را در راستای تثبیت نظم ایدئولوژیک خود اعمال کند.

اعدام در جمهوری اسلامی؛ خشونت نمادین و بازتولید قدرت


 

در سال‌های اخیر، افزایش چشم‌گیر احکام و اجرای اعدام در ایران، به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری اخیر، پرسش‌های عمیقی درباره‌ی کارکرد اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک این مجازات در جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. این نوشتار می‌کوشد تا اعدام را، نه صرفاً به‌عنوان ابزار مجازات کیفری، بلکه به‌مثابه یک سازوکار تولید و اعمال قدرت تحلیل کند. این نوشتار، با تکیه بر نظریه‌های «میشل فوکو» درباره‌ی قدرت حاکمانه و زیست‌قدرت و مفهوم خشونت نمادین در اندیشه‌ی «پیر بوردیو»، نشان می‌دهد که چگونه نهادهای قضایی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی، اعدام را در چارچوب مشروعیت‌سازی دینی-قانونی بازتولید می‌کنند. این تحلیل با ارجاع به داده‌ها و گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، تصویری مستند و انتقادی از پیوند میان خشونت ساختاری، نظم سیاسی و حذف اجتماعی ارائه می‌دهد.

https://www.hra-news.org/articles/a-1416/

https://www.peace-mark.org/articles/168-7/

۱۴۰۴ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

نوزده سال گذشت؛ نه با فراموشی، که با ایستادگی و امید


 

باورم نمی‌شود که پانزده سال از زمانی که این متن را نوشتم گذشته است. حتی باورنکردنی‌تر از آن، این است که تا کمتر از یک ماه دیگر نوزده سال از روزی می‌گذرد که جوانان شیراز، که سال‌ها با هم در یک گروه خدمتی کار می‌کردند، بازداشت و زندانی شدند. چه روزها و سال‌هایی گذشت... روزهایی سرشار از رنج، استقامت و در عین حال، امید.

در تمام این سال‌ها، سیاست‌های رسمی در قبال جامعه بهایی تغییر نکرده‌ است—و شاید حتی پیچیده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر نیز شده‌اند. اما آنچه تغییر کرده، و می‌توان آن را بزرگ‌ترین دستاورد این مسیر پرچالش دانست، آگاهی و بینش مردم ایران است.

امروز، میلیون‌ها ایرانی—شاید به جرات بتوان گفت ۸۵ میلیون نفر—می‌دانند که آئین بهایی زادگاهش ایران است. می‌دانند که بهاییان که هستند، چه آرمان‌هایی دارند، و در این سرزمین چه ظرفیت‌هایی را با همه محرومیت‌ها در خود پرورش داده‌اند. آنها دیده‌اند که بهاییان، علی‌رغم محرومیت‌ها، همواره در کنار دیگر هم‌میهنان خود بوده‌اند—در آموختن، در ساختن، و در رنج و شادی.

نسلی نو پا به عرصه گذاشته است که نه تنها از حقیقت آگاه‌تر است، بلکه آماده‌تر برای همدلی، گفتگو، و ساختن ایرانی است که در آن هیچ‌کس به‌خاطر باورش منزوی و طرد نمی‌شود.

بله، نوزده سال گذشته است. اما نه با سکوت، نه با فراموشی، بلکه با بیداری، ایستادگی، و امید. این سال‌ها، نه تنها تاریخ رنج، که روایت روشنی از رشد و آگاهی جمعی هستند—روایتی که هنوز ادامه دارد.


۱۴۰۴ فروردین ۱۵, جمعه

مذاکره؛ نماد بلوغ سیاسی یا ابزاری برای تحمیل قدرت؟




مذاکره در ادبیات روابط بین‌الملل به‌عنوان نشانه‌ای از بلوغ سیاسی و تمایل به حل اختلافات از مسیر گفت‌وگو شناخته می‌شود. اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت آرمانی است. این پرسش همچنان مطرح است: آیا مذاکره ابزار تحقق تفاهم و همزیستی است یا ابزاری در خدمت منافع بازیگران قدرتمند؟

واقع‌گرایان بر این باورند که مذاکره زمانی موفق است که به تقویت منافع ملی، قدرت و امنیت منتهی شود. در مقابل، سازه‌انگاران نقش هویت‌های جمعی، ارزش‌ها و هنجارهای مشترک را در شکل‌گیری گفت‌وگوهای پایدار پررنگ می‌دانند. یوهان گالتونگ نیز با تأکید بر «صلح مثبت»، معتقد است که بدون ساختارهای عادلانه و غیرخشونت‌آمیز، هیچ توافقی پایدار نمی‌ماند.

تجربه چند دهه "مذاکره —مستقیم یا غیرمستقیم—" میان ایران و آمریکا نشان می‌دهد که گفت‌وگو در غیاب اعتماد و عدالت، نه تنها به کاهش بحران‌ها منجر نشده، بلکه به تشدید فشارهای اجتماعی و حذف صداهای اقلیت، زنان و نیروهای تحول‌خواه در داخل انجامیده است.

در جهانی که منطق رقابت و سلطه‌طلبی بر مناسبات سیاسی سایه افکنده، بازتعریف جایگاه انسان به‌عنوان موجودی دارای کرامت، آگاه از وابستگی‌های جهانی و مشتاق به همزیستی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. تنها با چنین نگاهی است که مذاکره می‌تواند از ابزاری برای تحمیل، به فضایی برای تفاهم، عدالت و ساخت جهانی پایدارتر تبدیل شود.


۱۴۰۴ فروردین ۱۱, دوشنبه

بازاندیشی دین، اقلیت و سلطه: نقش دین در دگرگونی‌های اجتماعی در بستر رژیم‌های اقتدارگرا

 


در همایش مطالعات دین در دانشگاه آکسفورد (۱۹ تا ۲۲ مارس ۲۰۲۵)، مقاله‌ای ارائه دادم با موضوع بررسی نقش گروه‌های اقلیت در ساختارهای اقتدارگرایانه. در این پژوهش، بُعد تازه‌ای به گفت‌وگوی علمی جاری درباره نقش دین در تغییرات اجتماعی افزوده شد. به‌طور مشخص، استدلال کردم که مخالفت با آیین بهائی در ایران، نه صرفاً ناشی از اختلافات عقیدتی، بلکه عمدتاً برخاسته از نگرانی نسبت به چارچوب فرهنگیِ بدیلی است که از دل تعاملات میان بهائیان و جامعه‌ی گسترده‌تر پدیدار می‌شود.

این پویایی فرهنگی در حال تحول، از یک‌سو روایت دینی مسلط را به چالش می‌کشد، و از سوی دیگر، هژمونی ایدئولوژیکیِ نظام را تضعیف می‌کند. از طریق پرورش الگوهای متفاوتی از کنش اجتماعی و باورهای دینی، این فرآیند، سازوکارهای تحمیلیِ یکدست‌سازی ایدئولوژیک را که در اختیار دولت است، دچار تزلزل می‌سازد.

این تحلیل، درک عمیق‌تری از راهبردهایی ارائه می‌دهد که دولت‌های دینی برای کنترل هویت اقلیت‌ها و سرکوب دیدگاه‌های ناهمسو به کار می‌برند، و پیامدهای گسترده‌ی این نوع سرکوب را برای ثبات اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کند.

۱۴۰۳ بهمن ۵, جمعه

توهم مبارزه یا واقعیت مقاومت؟ بازشناسی قدرت در عصر سرکوب نرم



 بازی کردن در زمین ساختار قدرت کار ساده‌ای است، چرا که این کار نه تلاش زیادی می‌طلبد و نه هزینه‌ای سنگین دارد. اما تلاش برای توضیح سازوکارهای این بازی بسیار دشوارتر است. ساختارهای قدرت، فارغ از نوعشان، به سرعت چنین تلاش‌هایی را جرم‌انگاری کرده و آن‌ها را مخرب یا خطرناک معرفی می‌کنند. حتی می‌توان زندانی سیاسی بود یا به‌عنوان یک فعال سیاسی یا اجتماعی شناخته شد، اما همچنان در چارچوبی که خود ساختار قدرت تعیین کرده، عمل کرد و توهم مبارزه با بی‌عدالتی داشت.

۱۴۰۳ آذر ۱۹, دوشنبه

نه به‌خاطر آزادی، که از شدت فراموشی می‌میریم


براستی غم‌انگیز است؛ افراد، نظام‌ها، و گروه‌های مسلح یکی‌یکی سقوط می‌کنند، اما کمتر کسی از زنان، کودکان، جوانان و مردمانی بی‌پناه و بی‌سلاح سخن می‌گوید—آنان که در بازی قدرت جایی ندارند، اما هر روز هزار بار در آتش ناامنی، تبعیض و بی‌عدالتی می‌سوزند و زنده می‌مانند.

یکی در زندان، با آواز آزادی دل‌خوش است؛ دیگری نگران احکام اعدام جوانان معترض. گروهی در سودای سقوط نظامی دیگرند، و دیگرانی بر طبل توخالی عدالت می‌کوبند. همه مدعی، همه حق‌خواه، اما گویی هر یک گرفتار خودخواهی‌ای سرگردان، در بیابانی از تعصب و جهل—آنجا که واژه‌هایی چون آزادی و دموکراسی، تنها سرابی زیبا در افق آرزوها هستند.

ما گم‌شده‌ایم؛ نه در تاریکی مطلق، بلکه در نوری جعلی که چشم حقیقت‌بین‌مان را کور کرده است. در حالی‌که زندگی واقعی، درد واقعی، و عدالت واقعی، جایی دیگر در جریان است—و روایتی دیگر بی‌صدا روایت می‌شود.

اینکه کی به ساحل امن و قراری برسیم، نامعلوم است.
اما آنچه روشن است، این است که نجات، پیش از هر چیز، نیازمند آگاهی است؛ آگاهی‌ای خودخواسته، بی‌واسطه، و شجاعانه که ما را از بیابان تعصب و نادانی بیرون ببرد.

کاش می‌دانستیم دنیا تا چه اندازه می‌تواند بی‌مروت باشد.

۱۴۰۳ آبان ۲۲, سه‌شنبه

اقلیت و اکثریت؛ مفهومی سیاسی در برابر واقعیتی انسانی


 

در ساختار سیاسی–اجتماعی ایران، مفهوم «اقلیت مذهبی» تعریفی مشخص دارد که بر پایه‌ی تفاسیر برخی فقهای اسلامی در قانون اساسی شکل گرفته است. طبیعی است که این تعریف با آنچه در منشور سازمان ملل یا اسناد بین‌المللی حقوق بشر آمده، تفاوت داشته باشد.

این سیال بودن تعریف در بستر فقهی موجب می‌شود که تصمیمات نهادهایی چون قوه قضاییه، بسته به نگاه و تفسیر، از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد—امری که اصل عدالت را زیر سؤال می‌برد.

ایران، از گذشته‌های دور، تمدنی مرکب از ادیان، اقوام و فرهنگ‌های گوناگون بوده است—و این واقعیت، انکارناپذیر است و خواهد بود. با این حال، تقسیم جامعه به اقلیت و اکثریت همواره ابزاری سیاسی در دست حاکمان بوده است؛ ابزاری برای کنترل افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به سلطه‌ی ایدئولوژیک.

اما در نگاهی انسانی و فراگیر، این دوگانه بی‌معنا می‌شود.
همان‌طور که در یک خانواده، هیچ‌کس را به‌خاطر تفاوت‌هایش «اقلیت» نمی‌نامیم، در خانواده‌ی بشری نیز نباید چنین تمایزهایی معیار برتری یا حذف تلقی شوند.

خانواده‌ی بشری متشکل از انسان‌هایی با رنگ‌ها، نژادها، جنسیت‌ها، باورها و توانایی‌های گوناگون است—و این تفاوت‌ها، نه تهدید، بلکه پاسخی طبیعی به تنوع نیازهای انسانی هستند.

اگر این تفاوت‌ها به‌عنوان ظرفیت‌هایی سازنده و ضروری برای زیست مشترک تعریف نشوند، ناگزیر به ابزارهایی برای خشونت، تبعیض و بی‌عدالتی بی‌پایان بدل خواهند شد.

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند

  نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند. شهر ت...