۱۴۰۳ آذر ۱۹, دوشنبه

نه به‌خاطر آزادی، که از شدت فراموشی می‌میریم


براستی غم‌انگیز است؛ افراد، نظام‌ها، و گروه‌های مسلح یکی‌یکی سقوط می‌کنند، اما کمتر کسی از زنان، کودکان، جوانان و مردمانی بی‌پناه و بی‌سلاح سخن می‌گوید—آنان که در بازی قدرت جایی ندارند، اما هر روز هزار بار در آتش ناامنی، تبعیض و بی‌عدالتی می‌سوزند و زنده می‌مانند.

یکی در زندان، با آواز آزادی دل‌خوش است؛ دیگری نگران احکام اعدام جوانان معترض. گروهی در سودای سقوط نظامی دیگرند، و دیگرانی بر طبل توخالی عدالت می‌کوبند. همه مدعی، همه حق‌خواه، اما گویی هر یک گرفتار خودخواهی‌ای سرگردان، در بیابانی از تعصب و جهل—آنجا که واژه‌هایی چون آزادی و دموکراسی، تنها سرابی زیبا در افق آرزوها هستند.

ما گم‌شده‌ایم؛ نه در تاریکی مطلق، بلکه در نوری جعلی که چشم حقیقت‌بین‌مان را کور کرده است. در حالی‌که زندگی واقعی، درد واقعی، و عدالت واقعی، جایی دیگر در جریان است—و روایتی دیگر بی‌صدا روایت می‌شود.

اینکه کی به ساحل امن و قراری برسیم، نامعلوم است.
اما آنچه روشن است، این است که نجات، پیش از هر چیز، نیازمند آگاهی است؛ آگاهی‌ای خودخواسته، بی‌واسطه، و شجاعانه که ما را از بیابان تعصب و نادانی بیرون ببرد.

کاش می‌دانستیم دنیا تا چه اندازه می‌تواند بی‌مروت باشد.

۱۴۰۳ آبان ۲۲, سه‌شنبه

اقلیت و اکثریت؛ مفهومی سیاسی در برابر واقعیتی انسانی


 

در ساختار سیاسی–اجتماعی ایران، مفهوم «اقلیت مذهبی» تعریفی مشخص دارد که بر پایه‌ی تفاسیر برخی فقهای اسلامی در قانون اساسی شکل گرفته است. طبیعی است که این تعریف با آنچه در منشور سازمان ملل یا اسناد بین‌المللی حقوق بشر آمده، تفاوت داشته باشد.

این سیال بودن تعریف در بستر فقهی موجب می‌شود که تصمیمات نهادهایی چون قوه قضاییه، بسته به نگاه و تفسیر، از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد—امری که اصل عدالت را زیر سؤال می‌برد.

ایران، از گذشته‌های دور، تمدنی مرکب از ادیان، اقوام و فرهنگ‌های گوناگون بوده است—و این واقعیت، انکارناپذیر است و خواهد بود. با این حال، تقسیم جامعه به اقلیت و اکثریت همواره ابزاری سیاسی در دست حاکمان بوده است؛ ابزاری برای کنترل افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به سلطه‌ی ایدئولوژیک.

اما در نگاهی انسانی و فراگیر، این دوگانه بی‌معنا می‌شود.
همان‌طور که در یک خانواده، هیچ‌کس را به‌خاطر تفاوت‌هایش «اقلیت» نمی‌نامیم، در خانواده‌ی بشری نیز نباید چنین تمایزهایی معیار برتری یا حذف تلقی شوند.

خانواده‌ی بشری متشکل از انسان‌هایی با رنگ‌ها، نژادها، جنسیت‌ها، باورها و توانایی‌های گوناگون است—و این تفاوت‌ها، نه تهدید، بلکه پاسخی طبیعی به تنوع نیازهای انسانی هستند.

اگر این تفاوت‌ها به‌عنوان ظرفیت‌هایی سازنده و ضروری برای زیست مشترک تعریف نشوند، ناگزیر به ابزارهایی برای خشونت، تبعیض و بی‌عدالتی بی‌پایان بدل خواهند شد.

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند

  نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند. شهر ت...