در زمانهای که ترس سنگین است و صداها یکییکی خاموش میشوند، عاملیت و مقاومت همیشه شبیه فریاد نیست و همیشه در خیابان و در تقابل مستقیم اتفاق نمیافتد. گاهی آرام است، بیصداست، و در دل زندگی روزمره ادامه پیدا میکند.
وقتی اقلیتها، زندانیان سیاسی و خانوادههایشان زیر فشارند، سؤال این نیست که «آیا میتوان کاری کرد؟» بلکه این است که چطور میتوان همچنان ایستاد، بدون آنکه شکسته شد. پاسخ، لزوماً در کارهای بزرگ و پرخطر نیست؛ در حفظ چیزهای کوچکی است که میخواهند از ما بگیرند: صدا، خاطره، و ارتباط با یکدیگر.
در این شرایط هر روایت حتی کوتاه و ساده مهم است. هر خاطرهای که ثبت میشود، هر جملهای که به گوش دیگری میرسد، یعنی سکوت کامل نشده است. حقیقت همیشه نیاز ندارد بلند گفته شود؛ گاهی در یک جمله کوتاه، در یک داستان، یا حتی در یک اشاره باقی میماند و راه خودش را پیدا میکند.
قدرت همیشه آنجایی نیست که دیده میشود. گاهی در همین حاشیههاست، در آدمهایی که بیصدا، اما پیوسته، روایتها را زنده نگه میدارند و نمیگذارند حقیقت از بین برود.
شاید نتوانیم همهچیز را همین حالا تغییر دهیم. اما میتوانیم نگذاریم سکوت همهچیز را بپوشاند. میتوانیم کنار هم بمانیم، حتی در فاصلهها.
و همین، خودش نوعی عاملیت سازنده است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر