۱۴۰۴ خرداد ۱۰, شنبه

زنانِ دیگری‌شده: وقتی جنسیت، مذهب و قومیت، هم‌زمان طرد می‌کنند


 محرومیت زنان از مشارکت برابر در بخش‌های کلیدی مانند سیاست، قوه قضائیه و ارتش، موقعیت آنان را به‌عنوان «دیگری» اجتماعی بیشتر تثبیت کرده و به حاشیه‌ راندن آن‌ها در هر دو حوزه عمومی و خصوصی را تحکیم می‌بخشد. این طرد، صرفاً حاصل هنجارهای فرهنگی نیست، بلکه یک استراتژی عمدی و سیستماتیک است که توسط روایات دولتی تقویت می‌شود که زنان را به‌عنوان نگهبانان سنت و فضیلت اخلاقی معرفی می‌کنند. این نقش‌های جنسیتی که توسط دولت تأسیس و تقویت می‌شوند، نه‌تنها برای حفظ سلطه مردسالارانه عمل می‌کنند، بلکه به‌طور هم‌زمان محرومیت زنان از موقعیت‌های قدرت و تصمیم‌گیری را توجیه می‌کنند. این چارچوب ایدئولوژیک به‌طور عمده به‌دنبال محدود کردن زنان به نقش‌های خانگی و تولید مثلی است و عملاً عامل سیاسی آن‌ها را از بین می‌برد.

پارادوکس قدرت: وقتی سرکوب، کنش اخلاقی را نشانه می‌گیرد

 



در سال‌های اخیر، موج تازه‌ای از سرکوب جنسیتی در ایران شکل گرفته که طیف گسترده‌ای از زنان را فارغ از دین، قومیت، ملیت، سطح تحصیلات یا حرفه‌شان هدف قرار داده است. این سرکوب شامل فعالان اجتماعی، روزنامه‌نگاران، معلمان، پژوهشگران، مادران و نویسندگانی می‌شود که در پی ساختن جامعه‌ای بهتر هستند. برخلاف تصور عمومی، این اقدامات تنها واکنشی مقطعی به اعتراضات نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی حساب‌شده برای محدود کردن حضور و اثرگذاری زنان در فضای عمومی و خصوصی است.


۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

معیشت به‌مثابه ابزار سرکوب: اقتصاد علیه اقلیت‌ها در ایران

 


در ایران بحران‌زده‌ی امروز، که با تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، فساد ساختاری و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، محروم‌سازی اقتصادی اقلیت‌های دینی، به‌ویژه جامعه‌ی بهائی، را نمی‌توان صرفاً اقدامی دینی یا امنیتی دانست. این رویکرد تبعیض‌آمیز، در واقع بخشی از سازوکارهای پیچیده‌ و سیستماتیکی است که نظم سیاسی حاکم برای حفظ سلطه‌ی خود بر جامعه به کار می‌گیرد.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۸, دوشنبه

دیپلماسیِ بی‌صدای محرومان؛ عدالت در حاشیه


 

در نظریه روابط بین‌الملل، مذاکره اغلب نماد بلوغ سیاسی و تعهد به حل مسالمت‌آمیز منازعات تلقی می‌شود. با این حال، یک پرسش بنیادی مطرح است: آیا گفت‌وگوی دیپلماتیک واقعاً راه را برای صلحی پایدار هموار می‌سازد و بستری برای مشارکت گروه‌های به حاشیه‌رانده‌شده در تصمیم‌گیری‌های جمعی فراهم می‌آورد، یا آنکه صرفاً ابزاری در خدمت تحکیم منافع قدرت‌های مسلط است؟

https://www.youtube.com/watch?v=o6NquaVTrlA&t=95s

سوگ، خشم و مسئولیت: در برابر فاجعه، چه باید کرد؟



 رخداد تلخ و دردناک جنوب ایران، دل همه‌ی ایرانیان را به درد آورده است. در چنین لحظات حساسی، مقصر دانستن افراد یا نهادها دردی را دوا نمی‌کند؛ بلکه بذر کینه، خشم و شکاف‌های اجتماعی را گسترده‌تر می‌کند. در چنین شرایطی، تمرکز بر پاسخ به نیازهای فوری و اساسی مردم آسیب‌دیده، اقدامی به‌مراتب سازنده‌تر خواهد بود. هرچند اهدای خون اقدامی ارزشمند و نماد همبستگی انسانی است، اما به تنهایی پاسخگوی وسعت این بحران نیست.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱, دوشنبه

Othering and Hate: The Bahá’í Community’s Agency and Discourse in Iran's Transformative Era


 

دختران، حجاب و حافظه جمعیِ سرکوب



ورود نیروهای امنیتی به مدارس ایران با هدف اعمال قوانین حجاب، فراتر از یک اقدام صرفاً انضباطی و انتظامی است. از بعد
جامعه شناسی این مداخله، بخشی از یک پروژه سیاسی گسترده‌تر برای نهادینه‌سازی اطاعت درونی‌شده از ساختار قدرت از سنین پایین تلقی می‌شود. در واقع، دولت با بهره‌گیری از ابزارهای امنیتی در محیط‌های آموزشی، در پی آن است که کنترل بدن و ذهن نوجوانان، به‌ویژه دختران، را در راستای تثبیت نظم ایدئولوژیک خود اعمال کند.

مصاحبهٔ تلویزیونی نقش سازندهٔ دین در اجتماع را بررسی می‌کند

  نماینده‌ای از جامعهٔ بهائی تونس با اشاره به تجربیات بهائیان این کشور، مفهوم دین به عنوان نیرویی برای پیشرفت اجتماعی را بررسی می‌کند. شهر ت...